برچسب‌ها ‘هدی بادکوبه’

بهاریه

هدی بادکوبه  رنگ به رنگ، نقش به نقش آفریدی و آفریدی و من دیدم و لمس کردم تا رسیدم به انتهای کوچه‎ سرد و تاریک زمستان. پشت دری بزرگ ایستاده‌ام و دل دل می‌کنم برای باز کردن این در؛ می‌دانم وقت عبور از زمستان رسیده است و فصلی نو انتظارم را می‌کشد، اما دستم به [...]

دختری از اهل بیت آفتاب

هدی بادکوبه کاروان آهسته پیش می‎رفت. دل درجای دیگری می‎تپید، هوای برادر را داشت و خیلی زودترها به اوسپرده شده بود این دل، روزها از پی هم می‎رفتند و گویا لحظه دیدار نزدیکتر می‎شد. اما ساربان این کاروان تقدیر بود و جنسش از نرسیدن! سکوت بیابان را که صدای تاخت اسب‎ها شکست، بانو دانست شاید [...]