زهرا سیادت موسوی با صدای تلفن پرستو از خواب بیدار می شوم. بدون سلام و علیک می گوید با خودت چند چندی؟ بهش قول می دهم تا عصر تصمیمم را بگیرم. هر چقدر غلت می زنم و پتو را رویم می کشم بی فایده است. دیگر خوابم نمی برد. حوصله دم کردن چای ندارم. چند روزی است که [...]