بایگانی برای ‘مذهبی’

به فکر همه بودن

مونا اسکندری هنوز پلکش گرم نشده که زنگ ساعت، دو ساعت قبل از اذان صبح به صدا در می آید. همه خوابند. بلند می شود و آرام و بی صدا خودش را می رساند به اجاق گاز و و زیر آن را روشن می کند. وضو می گیرد و سفره سحر را می اندازد. دائم [...]

چرا صبور نبودم؟

سودابه حمزه ای خوب شد آمدم، همه هستند. از دولتیِ سر یاشار که از کُما در آمده، بعد از چند وقت می‌توانم تمام فامیل را ببینم. الناز سینی چای را جلویم می‌گیرد؛ آن قدر خم می‌شود تا سیاوشِ طلایی گردنش از پوست جدا شده تاب بخورد. خیالش که راحت می‌شود؛ می‌پرسد «علی آقا خوب هستن؟» [...]

زنان زندگی پیامبر (ص)

طهورا ابیان در ۱۷ ربیع الاول سال عام الفیل به دنیا آمد، همان سالی که ابرهه قصد داشت با سپاهیانی از فیل به خانه خدا حمله کند و مکه را خراب کرده و با خاک یکسان کند. همان سالی که خداوند ابابیل را با سنگ های کوچکی به منقار فرستاد و سپاه ابرهه را درهم [...]

سفرنامه زنی با پای پیاده

هانیه محبوبی کوله اش را به دوش انداخته و از شارع امام صادق می رود به سمت حرم. زیر لب ذکر می گوید و هر چند قدم سرش را بلند می کند و گنبد را نگاه می کند و نزدیک تر می شود … انگار که محشر به پا شده باشد. هر کسی بار خودش [...]

و پرچم به دست زنان عالم افتاد

طهورا ابیان بعد از حادثه کربلا و قیام خونین امام حسین (ع) در روز دهم محرم الحرام ۶۱ هجری، رسالت سنگین زنان علی رغم آسیب های جسمی و تاملات روحی آغاز شد، حضرت زینب (س) دختر علی مرتضی(ع)، برای ادامه راه جدش محمد مصطفی(ص)، حفظ و نگهداری نهضت و انقلاب سالار شهیدان با انجام کارهای [...]

از مرخصی تحصیلی برای حفظ قرآن تا پزشکی

حمیده معارف سیما امیریان ۲۷ ساله و پزشک عمومی است. او سال دوم دبیرستان بود که تصمیم به حفظ قرآن می گیرد. وی با گرفتن یکسال مرخصی تحصیلی در دوره های حفظ قرآن شرکت کرده و موفق به حفظ کل قرآن کریم می شود. چند سال است که مدرس قرآن است و قرآن پژوهان بسیاری [...]

روایت زنانه از سفر حج

مطهره کاظمی «تاصوراسرافیل»شامل یادداشت‌های فائزه ساسانی خواه  در سفر به حج عمره است که در سال ۸۹ توسط نشر سفینه منتشر شده است. این کتاب که در ردیف سفرنامه های حج قرار می گیرد، با رعایت اصول سفرنامه نویسی نگارش یافته و در بخش های مختلف آن از طریق ارجاعات بیرونی، منظور نویسنده به مخاطب [...]

او سپید پوشیده

امیر ادیبان  جا نماز بی بی هر روز کنار ایوان، جایی که پرتوهای زیبای آفتاب به خانه سرک می کشد، پهن است. تسبیح شاه مقصود و مهر تربت و جانماز ترمه بی بی برای من به وسعت تمام قشنگی های دنیا دوست داشتنی است. درست همان موقعی که پرتوهای آفتاب مایل می تابیدند روی تاب [...]

مرددم که از باب المراد وارد شوم یا باب القبله!

طهورا ابیان نمی دانم چه می شود که جمعیت مرا می برد به سمت باب المراد. به سختی از بازرسی و ازدحامش عبور می کنم و وارد حیاط بیرونی می شوم. تا کفشداری راه کمی است. کفش هایم را تحویل می دهم و می روم تا داخل صحن اصلی شوم. آفتاب شدیدی می تابد و [...]

بفرمایید روضه

طهورا ابیان بوی اسپند پیچیده در هوا. خرما ها را یکی یکی می چینم در ظرف بلور. آخر سر با دقت خاصی روی همه شان پودر نارگیل می ریزم. کمی آن طرف تر خانم های همسایه نشسته اند و برنج پاک می کنند. سینی ها را پیش می کشند و صلوات می فرستند. مادر کنار [...]