مونا اسکندری

ماه رمضان

هنوز پلکش گرم نشده که زنگ ساعت، دو ساعت قبل از اذان صبح به صدا در می آید. همه خوابند. بلند می شود و آرام و بی صدا خودش را می رساند به اجاق گاز و و زیر آن را روشن می کند. وضو می گیرد و سفره سحر را می اندازد. دائم ساعت را نگاه می کند و کمی که می گذرد و کارها انجام می شود می رود سراغ تک تک اعضای خانواده که زودتر از او به خواب رفته اند. آنها را با گرمی صدا می زند و دعوتشان می کند تا پای سفره سحر بنشینند.

شبهای رمضان بیشتر ناز بچه ها را می خرد و با قربان صدقه بلندشان می کند تا با شکم گرسنه روزه نگیرند. بعد در تمام مدت روزه داری، بیشتر کارها را به جان می خرد تا دیگران اوقات راحت تری را بگذرانند.

مادر
این کلمه را بیشتر در ایام مبارک ولادت حضرت زهرا (س) می شنویم و به آن دقت داریم و در همان یک روز او را هدیه باران می کنیم و فردای آن روز بازهم یادمان می رود موجود با ارزشی در کنارمان است و ما او را کمتر می بینیم. او پیر می شود و وقتی از دستمان رفت تازه حسرت نکرده هایمان را می خوریم. باد آوری زحماتی که او می کشد آنهم بدون چشم داشت، همیشه قداست کلمه مادر را برایمان ملموس تر می کند.

با آغاز ماه مبارک رمضان و تغییر شرایط زندگی، می بینیم حس مادرانه در این ایام هم گل می کند. جلوتر از همه مادر خانواده به استقبال ماه مبارک می رود و خانه و خانواده را آماده روز های عبادت و بندگی می کند. او مایحتاج مورد نظر خانه را تهیه می کند و چند هفته قبل به دنبال غذاهای پر انرژی است که تشنگی را هم افزایش ندهند.

پرس و جو می کند از تجارب دیگران استفاده می کند و پای برنامه های مختلف تلویزیون می نشیند تا خانواده اش روزهای رمضان را به راحتی پشت سر بگذارند و کسی از اعضای مکلف به روزه داری، از قافله جا نماند. او بی وقفه تلاش می کند تا همه چیز خوب اجرا شود. ساعت ها برای تهیه وعده سحری و دسرهای خوش خوراک و مقوی سراپا می ایستد. دیرتر از همه می خوابد.

برای گرم کردن غذا و انداختن سفره سحری، زودتر بلند می شود و دغدغه خوراک اعضای خانواده اش را دارد و چشمانش به دنبال بشقاب غذا و لیوان های عزیزانش است. کدام یک کم خورده اند؟ کدامیک بی میل است و کدامین یک از آنها میوه و آب لازم را ننوشیده است و چقدر زمان تا اذان باقی است؟ او نگران همه است. او دوست دارد خانواده اش وقتی نزدیک افطار می شود از روز خود راضی باشند و با جملات «وای چقدر تشنه ام یا گرسنه ام» جگر او را ریش نکنند. و اگر هم اعتراضی شنید آنها را با گفتن جملات دلنشینی از توصیه خداوند و موهبات روزه داری آرام کند.

او مادر است. مادر یعنی به فکر همه بودن.

مادر خانه را ببینیم

او هم جزئی از اعضای خانواده است. مادر هم قرار است روزه بگیرد و روزه داری کند پس باید او را هم دریابیم. چقدر خوب است که روزهای هفته تقسیم بندی شود و اعضای خانواده به نوبت برای آماده کردن سفره سحری بیدار شوند. گاهی لازم است دیگر اعضای خانواده هم بشقاب و لیوان مادر را نگاه کنند تا او که خودش را خیلی وقتها فراموش می کند، کمی به خودش برسد.

در جایی مقرر نشده است که درست کردن افطار بر عهده ی مادر خانواده است. بعضی وقتها لازم است به مادر خانواده مرخصی داد. رمضان ماه خداست و ماه بندگان خوب خدا. ثواب کمک کردن به مادر خانه و برداشتن باری از روی دوش او حتما ثوابهای بی شماری دارد. ثواب روزه داری تان را با کمک به فرشته ایثارگر و بی توقع خانه چند برابر کنید.